السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
507
تفسير الميزان ( فارسي )
ديگر از اين قبيل : خواننده عزيز به لحن اين آيات توجه كند كه چگونه پيدايش كشتى را به خداى سبحان نسبت داده ، با اينكه ساختن كشتى كار انسانها است ، و از سوى ديگر حمل شدن انسان به وسيله كشتى و چهار پايان را به خداى تعالى نسبت داده ، و حال آنكه اين خود كشتى و چهار پايان است كه انسان را حمل مىكند ، و باز مىبينيد كه حركت كشتى در دريا را به امر خدا منسوب نموده ، با اينكه اين حركت مستند به جريان آب دريا و يا وزش بادها و يا به كار افتادن موتورها و امثال آن است ، و همه اينها را تسخير خداى سبحان خوانده و علت همه اينها اين است كه اراده خداى عز و جل نوعى حكومت در كشتىها و چهار پايان و در زمين و آسمان دارد ، كه همه اينها را به سوى غاياتى كه از آنها مطلوب و منظور است سوق مىدهد . نهايت اينكه اين خداى سبحان است كه علاوه بر دادن حس به بشر ، فكر نيز به او داد تا با آن ( حس ) مواد خام و با اين ( فكر ) قضايايى بسازد و به كمال برسد ، البته به آن مقدارى كه برايش مقدر شده كه علوم فكرى جارى در تكوينيات ، و يا به عبارتى علوم نظرى را كسب كند ، و در اين باب فرموده : « وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » « 1 » . و اما علوم عملى يعنى علومى كه سر و كارش همه با اين معنا است كه چه كارهايى سزاوار و چه كارهايى ناسزاوار است ، تنها منشا اين علوم الهامهايى از ناحيه خداى سبحان است ، بدون اينكه حس بشر و يا عقل نظرى او در آن نقشى داشته باشد - به آيه زير توجه فرمائيد - : « سوگند به نفس و خلقت كامل و تمام عيار آن ، كه خداى سبحان آن را بيافريد و سپس تقوا ( آنچه سزاوار است ) و فجور ( آنچه ناسزاوار است ) را به آن الهام كرد ، در نتيجه هر كس نفس را پاك نگه دارد ، رستگار و هر كس آن را آلوده كند زيانكار مىشود » « 2 » و به آيه زير توجه كنيد كه مىفرمايد : « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » « 3 » ، بطورى كه ملاحظه مىكنيد ، در اين آيات علم به آنچه از اعمال كه سزاوار است انجام شود ( يعنى حسنات ) ، و آنچه از اعمال كه نبايد انجام شود ( يعنى سيئات ) را از چيزهايى دانسته كه به الهام الهى يعنى افكندن در دلها حاصل مىشود ، و منشا آن علم اين
--> ( 1 ) و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد تا شايد شكرگزارى كنيد . « سوره نحل ، آيه 78 » . ( 2 ) « سوره شمس ، آيه 10 » . ( 3 ) روى دل به سوى دين حنيف و معتدل كن ، دينى كه مطابق نظام آفرينش ، و زبان گوياى آن است نظامى كه خلقت خود بشر نيز بر طبق آن صورت گرفته ، نظامى كه در سراپاى عالم حاكم است ، هيچ ناحيه اش مخالف ساير نواحى نيست دين پايدار همچنين دينى است . « سوره روم ، آيه 30 » .